به خانه رسیدم و دیدم ایستاده پای گاز و کوه سیبزمینی سرخکرده کنار دستش. شبیخونی زدم و گفتم بیا شیرینی مامبزرگ. عکس انداختم و در اینستاگرامم استوری گذاشتم:
بچهها تکتک زنگ زدند خانه. من توی تاری
برچسب:
نویسنده: ساناز رضایی
برچسب:
نویسنده: ساناز رضایی
برچسب:
نویسنده: ساناز رضایی
برچسب:
نویسنده: ساناز رضایی
«در قعر هاویه، صدای رستگاری به گوش میرسد. لحظهی تاریک، لحظهای است که
پیام واقعی تحول در شرف آمدن است. در تاریکترین لحظهها، نور فرا میرسد.» _قدرت اسطوره
هفتهی هفدهم لیگ برتر، منچستر با 19
برچسب:
نویسنده: ساناز رضایی
برچسب:
نویسنده: ساناز رضایی
برچسب:
نویسنده: ساناز رضایی
برچسب:
نویسنده: ساناز رضایی
برچسب:
نویسنده: ساناز رضایی
برچسب:
نویسنده: ساناز رضایی
برچسب:
نویسنده: ساناز رضایی
برچسب:
نویسنده: ساناز رضایی
برچسب:
نویسنده: ساناز رضایی
برچسب:
نویسنده: ساناز رضایی
برچسب:
نویسنده: ساناز رضایی
برچسب:
نویسنده: ساناز رضایی
برچسب:
نویسنده: ساناز رضایی
این روزها که میگذرد٬ شادم
که میگذرد این روزها٬
شادم
که میگذرد.
قیصر امینپور
برچسب:
نویسنده: ساناز رضایی
برچسب:
نویسنده: ساناز رضایی
برچسب:
نویسنده: ساناز رضایی
برچسب:
نویسنده: ساناز رضایی
برچسب:
نویسنده: ساناز رضایی
سیاهدل که میشوم٬ روزه میگیرم. فارغ از دغدغهی کسالتبار چیزی خوردن٬ روزم را به نوری روشن میکنم که آخرین فنجان چای قبل از اذان صبح٬ در دلم زنده کرده.
برچسب:
نویسنده: ساناز رضایی